![]() |
معرفی مسئول سایت کنکاشگران ،علی فکری
شاید مشکلترین کار برای من همیشه این بوده است که پیرامون خودم سخن بگویم. من همیشه از این کار طفره رفته ام, اما از آنجا که اکنون قصد دارم تا باب گفتگو با شما خوانندگان عزیز را در هفته نامه کنکاش گران بگشایم بد ندیدم تا کمی خود را به شما خوانندگان کنکاشگران بشناسانم, تا شاید از این طریق بتوانیم بهتر با یک دیگر وارد گفتگو بشویم.
من از ایام کودکی با ادبیات ایران آشنا شده و از همان ایام نیز به آن دلبستگی پیدا کردم. در آن روز ها من ازجمله شنوندگان پر و پا قرص برنامه هایی چون داستان های شب رادیو و نمایشنامه های عصر های جمعه بودم. خاطرات مجید را هر پنجشنبه با دقت از رادیو گوش می کردم. با وجود این که از نعمت بینایی محروم بودم اما هیچ فرصتی را برای کتاب خواندن از دست نمیدادم. از کتاب های کودکان که بگذریم اولین کتابی را که به خاطر می آورم خواندم جنایات بشر در قرن بیستم نام داشت که اکنون نام نویسنده آن را به خاطر ندارم, یادم هست که آن کتاب در آن ایام اثر بسیاری روی من داشت. در ایام نوجوانی با نویسندگانی مانند جمالزاده و هدایت و شاعرانی مثل شاملو و اخوان آشنا شدم. با وجود علاقه فراوان من به کتاب اما در مدرسه به دلیل عصیانگری چندان موفق نبودم, و تنها با فشار خانواده درس می خواندم و سرانجام هم به دلایل سیاسی از مدرسه اخراج شده و درس و مشق را نا تمام گذاشتم. هم چنین به خاطر دارم که در همان ایام کودکی بازی هایی در قالب نمایش طراحی و در کوچه ها اجرا می کردیم. اولین کار جدی من حدود ده سال پیش داستانی 200 صفحه ایی بود که من آن را روی نوار پیاده کرده و با همت یکی از دوستانم نوشته شد, اما به دلیل پاره ایی از مشکلات تا کنون این مجال به من دست نداده تا به ویرایش و انتشار آن اقدام کنم. کار روزنامه نگاری را از میانه دهه نود با همکاری با پاره ایی از رادیو های فارسی زبان و سپس سایت های اینترنتی آغاز کردم و در این زمینه نیز تجربه های بسیاری اموختم. ایام نوجوانی من مصادف بود با تحولات سیاسی 1357 در ایران و سال های بعد از آن. من از یک سوی به دلیل روحیه حساسی که داشتم نمیتوانستم هیج گونه بی عدالتی را بر تابم, و از سوی دیگر به دلیل جوی که در آن سال ها در ایران حاکم بود جذب فعالیت های سیاسی شده و در مبارزات خیابانی شرکت فعالی داشتم. اما دست بنیادگرایان اسلامی تنها چند ماه پس از به قدرت رسیدن آنها برای من رو شد و در نتیجه من هم مانند بسیاری از نوجوانان هم سن و سال خودم به یکی از سازمان های فعال در آن هنگام پیوستم. این همکاری تا سال 1365 دوام آورد. پس از جدایی از سازمان مجبور به در پیش گرفتن راه تبعید شدم. و از آن هنگام تا کنون یکی از عناصر فعال در تشکل های دمکراتیک ایرانی در تبعید بوده ام. در کنار آن توانستم تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی را نیز به پایان برسانم. در حال حاضر نه تنها که از هر گونه قید و بند حزبی فارغ هستم, بلکه خود را پایبند به هیچ گونه مرام و مسلکی نیز نمیدانم. آنچه را که شما در این سایت پیش رو دارید نمونه هایی از کار من می باشد قضاوت در مورد کارنامه خود را به شما خوانندگان واگذار می کنم
با احترام فراوان علی فکری